جوان ایرانی ،پیش به سوی پیشرفت
 
ایده پردازی با محوریت پیشرفت ایران،الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت


70- 20- 10

 

اساتید علوم استراتژیک می‌گویند اگر حجم کارهای خودتان را ۱۰۰ واحد در نظر بگیرید، هفتاد واحد آن امور جاری و روزمره، بیست واحد آن امور مهم و ده واحد آن امور استراتژیک است. در عین حال اگر فرصت زمانی و انرژی و توانایی خودتان را هم ۱۰۰ واحد در نظر بگیرید، هفتاد واحد آن باید صرف آن ده واحد امور استراتژیک بشود، بیست واحد آن صرف همان بیست واحد امور مهم شود و فقط ده واحد آن صرف آن هفتاد واحد امور جاری و روزمره گردد. به عبارت بهتر، اهمیت و اولویت آن ۱۰ واحد امور استراتژیک به اندازه‌ای است که باید ۷۰ درصد وقت و انرژی و توانایی خودتان را صرف پیشبرد آن بکنید.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم بهمن 1393 توسط حسین واثقی دودران

بخش هایی قابل تامل از نامه رحیمی (معاون اول محکوم به 5 سال حبس) به احمدی نژاد

 

 

اول نامه با این عبارت شروع می شود:

این مختصر را چگونه می‌توانم آغاز کنم جز آنکه بگویم: چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟

 

زمان گذشت و رفته رفته احمدی‌نژاد و رفتارهایش متفاوت از سال‌های گذشته شده بود. هربار که به مشورت می‌نشستیم به سروش آسمانی کذایی بیشتر توجه می‌کردید تا مشورت‌های ناشی از تجربه های مختلف من.

 

آقای احمدی نژاد، براستی نمی‌دانید یا فراموش کرده‌اید که ماجرای این پرونده چیست؟

 

شاید فراموش کرده‌اید که رحیمی محکوم امروز، چوب لجبازی‌ها و آبروبری‌های گاه و بیگاه شما را می‌خورد.

 

دیر نخواهد بود که روزنامه اعمال ما نزد خدای متعال گشوده می‌شود و حق و باطل نمایان می‌گردد.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم بهمن 1393 توسط حسین واثقی دودران
نوشته شده در تاريخ جمعه سوم بهمن 1393 توسط حسین واثقی دودران

نامه رهبر انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1393/139311021843d276a.jpg
 
 
بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی
حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به هراس های گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخ نگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولت های غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه های قدر تهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.


سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه سوم بهمن 1393 توسط حسین واثقی دودران
جوانان، دغدغه ها و خطرها
 

جوان و تهاجم فرهنگی

فرهنگ ملی ایران، برخاسته از ارزش های مذهبی است و مذهب، جزو جدایی ناپذیر هویت مردم ایران به شمار می رود. دشمنان انقلاب و اسلام برای دست یابی به هدف های خود، تهاجمی گسترده را برضد فرهنگ و هویت ما برنامه ریزی و از آن پشتیبانی می کنند. از آن جا که جوانان، گسترده ترین قشر اثرگذار در شکوفایی آینده نظام هستند، در مسئله تهاجم فرهنگی نیز بیشتر از دیگر گروه ها هدف قرار می گیرند.

فرهنگ، یکی از مهم ترین معیارهای پیشرفت و پویایی تمدن است که هنجارهای اجتماعی و نظام ارزشی جامعه براساس آن شکل می گیرد. امروزه تهاجم به فرهنگ، یکی از رایج ترین و مطمئن ترین نوع تهاجم برای دست یابی به هدف های استعماری است. با تغییر یافتن فرهنگ مردم پس از نفوذ اندیشه بیگانه، کشور مهاجم، بدون درگیری نظامی به هدف خود می رسد. تهاجم فرهنگی را می توان جنگ برای به تسخیر درآوردن افکار انسان ها دانست که البته گاهی به سبب شدت این تسخیر، در ظاهر زندگی آدمیان نیز نمود می یابد. معمولاً تهاجم فرهنگی، به اندازه ای دقیق برنامه ریزی می شود که افراد جامعه متوجه آن نمی شوند و با خوش بینی و اعتماد، دگرگونی های فرهنگی را لازمه رشد و تحرک فرهنگ و به عبارت دیگر، «زایش فرهنگی» می نامند. بنابراین، یکی از عوامل مهم موفقیت در مبارزه با تهاجم فرهنگی، شناخت جریان تهاجم، شیوه های تهاجم، گونه های تهاجم و راه های مبارزه با تهاجم است.

 

 

جوان و هویت دینی

هر انسانی، شخصیت منحصر به فردی دارد که هویت دینی، بخشی از آن است. هویت دینی، لازمه زندگی هر انسانی است؛ زیرا گرایش به پرستش، از نیازهای فطری اوست. آدمی مستقل از هرگونه یادگیری، گرایش به پرستش و بندگی خدا را همواره در خویش احساس می کند. هویت دینی، رابطه میان آدمی و دین را تبیین می کند که نتیجه آن، احساس تعهد در قبال ارزش ها و باورهای آن مکتب است. برخی از صاحب نظران، تعهد را سنگ بنای هویت دینی می دانند. از سویی دیگر، اختلال در هویت دینی سبب می شود که فرد، نه بتواند ارزش های دینی خود را ارزیابی کند و نه صاحب ارزش هایی شود که با کمک آنها، آگاهانه برای سرنوشت خویش برنامه ریزی کند. تخریب نظام ارزشی دینی، سبب می شود بسیاری از افراد دچار بحران هویت دینی شوند و گاه در پی یافتن هویت منفی و عمل برخلاف سفارش بزرگان دین برآیند. بسیاری از ناهنجاری های رفتاری جوانان و نوجوانان را می توان برخاسته از چنین پدیده زیان بار اجتماعی دانست. این در حالی است که دین و معنویت، بزرگ ترین مانع جرم و جنایت هستند و ضمانت اجرایی بالایی دارند. بی رغبتی به دنیا، مردم داری، فروتنی، بلندهمتی و ساده زیستی، از شاخص های هویت دینی هستند و با از دست دادن چنین ویژگی هایی، به زمینه سازی جرم و کج روی کمک خواهیم کرد.

 

فرصت جوانی

شایسته است که جوان با برنامه ریزی دقیق و حساب شده، ارزش فرصت های دوران جوانی را بداند و از نتایج سودمند آن در روزهای پس از جوانی بهره ببرد. دانشمندان بزرگ، بیشترین موفقیت خود را مرهون قدردانی روزگار جوانی خود می دانند. انسان های موفق، از هر فرصتی برای کسب تجربه و اندوختن دانش های ارزش مند در دوران طلایی جوانی سود می جویند تا در میان سالی، ثمره دوراندیشی خود را به نیکی دریابند. توان جوانی، برای همیشه با آدمی نخواهد ماند و ستاره زیبا جوانی، روزی افول خواهد کرد. در این میان، تنها کسانی در میان سالی و پیری، کمترین حسرت را خواهند خورد که از روزهای مستعد جوانی، بیشترین بهره را برده باشند. به تعبیر دل نشین نظامی گنجه ای:

تا جوانی و تن درستی هست آید اسباب هر مراد به دست
تو که سرسبزی جهان داری ره کنون رو که پای آن داری

 

 

جوان و کار

یکی از معضلات مهم سرزمین ما، بی کاری جوانان است. بی کاری می تواند زمینه ساز انحراف ها و لغزش های فراوانی برای جوانان باشد. در نتیجه، سرمایه جوانی را از کف شان برباید و آنها را به ورشکستگی روحی و روانی دچار سازد.

خانواده هایی که جوانشان بی کار است، همواره شاهد نگرانی های روحی و معنوی فرزندشان هستند و خود نیز در این میان، رنج فراوان می برند. بدین ترتیب، جوان، خود را سر بار خانواده می داند و اعتماد به نفس خود را از دست می دهد. هرچند دولت مردان بارها وعده کارآفرینی را به جوانان داده اند، چندان در کار خود موفق نبودند و گاه کارآفرینی آنان، پاسخ گوی تعداد بی کاران نیست. همچنین برخی شغل های مناسب مردان، در اختیار زنان قرار گرفته و در بسیاری از نهادهای دولتی و غیردولتی، درصد بالایی از مشاغل به بانوان واگذار شده است. این مسئله نه تنها تعداد مردان بی کار را افزایش و در نتیجه، آمار ازدواج را کاهش می دهد، بلکه چه بسا محیط جامعه بر اثر حضور غیرمتعارف و بیش از اندازه بانوان، کم کم به سوی ناهنجاری های اخلاقی کشیده می شود.

 

 

جوان و اعتیاد به مواد مخدر

مواد مخدر، سرکوب گر استعدادهای جسمی و روحی انسان است. با روی آوردن به اعتیاد، شرافت، ثروت، شخصیت و دین آدمی رو به تباهی می گذارد و معتاد از این ره گذر، هرگونه خلاف و ناهنجاری اخلاقی و اجتماعی را مرتکب می شود.

آیا به راستی پسندیده است انسانی که خداوند، او را جانشین خود در زمین قرار داده است و فرشتگان الهی مأمور سجده او شده اند، تن به خواری دهد و از مقام الهی خودش نزول کند و برای رسیدن به خوشی موقت و بی فایده، این گونه به سوی هر کس دست نیاز دراز کند؟ بی گمان، آن که در مقام جانشینی خداوند قرار گرفته است، تواناتر از آن است که در دام اعتیاد افتد و با از دست دادن آن مقام والا، به موجودی بدون هویت و اعتبار تبدیل شود. ناگفته نماند که: برای حفظ هویت دینی و سلامت جوانان، باید به طور ریشه ای اقدام کرد. کارآفرینی برای جوانان، بها دادن به آنها در امور گوناگون، ایجاد فضاهای متنوع تفریحی و ورزشی فراهم آوردن تسهیلات لازم برای تحصیل و ازدواج، از مهم ترین وظایف اساسی دولت و اجتماع در سالم نگه داشتن جوانان از اعتیاد به مواد مخدر است.

 

جوان، دوستی پسر و دختر

در بیشتر ادیان و اقوام، ارتباط آزاد میان زن و مرد بیگانه، کم و بیش امری نابهنجار و نامتعارف به شمار می آید. از اقوام باستانی گرفته تا ادیان گوناگون و جوامع بشری امروزی، غیر از فرهنگ منحرف غرب، هر کدام قوانین و ضوابطی را برای ارتباط میان زن و مرد غریبه در نظر می گیرند و همکاری و ارتباط خارج از آن ضوابط را ممنوع می دانند. آموزه های اصولی دین مبین اسلام که کامل ترین و جامع ترین دین است، در این زمینه از همه مکتب ها و دین ها، دقیق تر و حساس تر است. برقراری ارتباط ناشایست با جنس مخالف، فساداور است. ازاین رو، اسلام چنین ارتباطی را جایز نمی داند و فرهنگ و عرف جامعه اسلامی نیز برقراری هرگونه ارتباط میان دختر و پسر را تنها با ضوابط دینی و اجرای عقد شرعی مجاز می شمارد.

بنابراین، همه کردارهای دختر و پسر که خارج از محدوده دستور شرع مقدس اسلام باشد، در عرف جامعه نیز پذیرفته نیست. اصولاً بیشتر دوستی های میان دختر و پسر، سرانجام خوشی ندارد و آنان را به خوشبختی گم شده شان نمی رساند. همچنین از آن جا که بسیاری از این دوستی ها به ازدواج ختم نمی شود، ای بسا که ازدواج آینده آنان با فردی دیگر، با گرفتاری های جدی روبه رو شود؛ زیرا دل بستگی آنان به یکدیگر به سادگی از میان نمی رود و در نتیجه، سبب دل سردی در روابط زناشویی شان می شود. از جمله پی آمدهای منفی ارتباط نادرست با جنس مخالف، کشیده شدن به باندهای فساد، اعتیاد، دزدی، جنایت و فرار دختران است.

 

جوان و هم نشینی با دوستان

هم نشینی با دوستان سالم و باایمان، به رشد شخصیت اجتماعی و ارزش های اخلاقی و معنوی جوان کمک می کند. گزینش دوستان شایسته، بهترین ابزار موفقیت جوان است. دوستی با افراد پست و منحرف، زمینه های سقوط جوان را فراهم می آورد. خداوند در آیه ای از قرآن کریم، فرجام حسرت آور کسی را که در دنیا با دوستان منحرف و پلید هم نشین بود و به واسطه آنان، خود را به گناه آلوده است، چنین توصیف می کند که می گوید: «وای بر من، ای کاش فلان شخص را دوست و رفیق خود نگرفته بودم».

هم نشینی با افراد فاسد، ویرانگر روح و روان آدمی است. گاهی برای شناخت شخصیت انسان، از نوع رفیق و هم نشین فرد سراغ می گیرند و این، نشان دهنده تأثیر مهم و عمیق دوست در شکل گیری منش و هویت انسان است. هم نشینی با بدان، روح را تاریک و قوه تشخیص را ضعیف و زشتی کردار و اخلاق را از دیده ها پنهان می کند. حال آنکه هم نشینی با نیکان، از اثرگذارترین ابزارها در تربیت دینی و پرورش فضیلت های اخلاقی جوان است. بر این اساس، یکی از مهم ترین و حیاتی ترین مسائل دوران جوانی، انتخاب دوست است، به گونه ای که با دقت نداشتن در این زمینه، تربیت سالم و رو به رشد را نمی توان از جوان انتظار داشت.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام دی 1393 توسط حسین واثقی دودران
در پی اهانت مجله فرانسوی به رسول الله خواهشمندم تصویر را به اشتراک بگذارید

 

من عاشق محمدم

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393 توسط حسین واثقی دودران
خانواده شهید بهشتی خطاب به «علی مطهری» نماینده مجلس شورای اسلامی نامه ای منشتر کرد.

 ایرنا نوشت: خانواده شهید بهشتی خطاب به «علی مطهری» نماینده مجلس شورای اسلامی نامه ای منشتر کرد.

در این نامه، خانواده شهید بهشتی با ارسال پیامی برای علی مطهری، حق پایی و حق پویی فرزند استاد مطهری را یادآور مجاهدت های فکری و عملی پدر شهیدش دانستند و از رویدادهای اخیر در مجلس ابراز تاسف و تاثر کردند.

متن این نامه که در وب سایت بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی منتشر شده، بدین شرح است:

به نام خدا

حضور محترم برادر ارجمند جناب آقای دکتر علی مطهری

در هفته ای که گذشت ناباورانه شاهد رویدادهایی در صحن مجلس شورای اسلامی بودیم که مایه تأسف و تأثر است. تجربه تاریخی ما در ایران که عزیزان شهیدمان نیز قربانی آن شدند، نشان می دهد که حریم شکنی و هتک حرمت چهره ها می تواند علاوه بر تلاش برای خاموش کردن صدای ناقدان دلسوز، پیش درآمدی بر هنجارشکنی های گسترده تر اخلاقی و قانونی باشد، به ویژه آن که این رویدادها در جایگاهی رخ می دهد که بنا به تعریف، مرجع قانونگذاری و نهاد نظارت بر اجرای قانون است. وظیفه خود دانستیم که در این ایام خطیر، حق پایی و حق پویی جنابعالی را که یادآور مجاهدت های فکری و عملی شهید آیت الله مطهری است، ارج نهیم. از خدای بزرگ علو درجات برای آن شهید گرامی و توفیق همه ما در تداوم راه حقیقت جویی و حقیقت گویی مسئلت داریم.

خانواده شهید آیت الله دکتر بهشتی


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393 توسط حسین واثقی دودران

آیت‌الله علم‌الهدی در پاسخ به سوالی در خصوص رابطه اصولگرایان با جریان آقای احمدی‌نژاد

 

آیت‌الله علم‌الهدی گفت: آقای احمدی‌نژاد یک نفری بود؛ عوضی (اشتباهی) رفت، مرد و تمام شد و دیگر حرفش را نزنید.

احمدی‌نژاد یک جریان نیست، بلکه یک نفر بود، در مقابل ولایت ایستاد و سقوط کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هجدهم دی 1393 توسط حسین واثقی دودران

اگر کاسیاس نیستید‌ دست کم عابدزاده باشید

 

اسماعیل رمضانی:
مطلب آمده که «افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی‌دهند، بلکه کارها را به‌گونه‌ای متفاوت انجام می‌دهند.» بعد زیر آن نوشته: «از سخنان کورش کبیر».

طنز تاريخ اينجاست كه از اين شخصيت تاريخي بزرگ تنها چيزي كه به ما رسيده استوانه‌اي است از جنس خاك رس با 45سطر نوشته به زبان بابلي. آن‌وقت به اندازه يك كتاب از حرف‌ها و سخنان او در گوشي‌هاي ما و سايت‌هاي اينترنتي مطلب دست به‌دست مي‌چرخد.

دوباره مطلب آمده كه عرب‌ها براي اينكه ايرانيان را تحقير كنند، چنين و چنان كرده‌اند. مثلا فارسي را به پارسي و قوم فارس را به قوم پارس تغيير داده‌اند كه شبيه پارس كردن سگ باشد. عجبا! يعني آن كسي كه اين مطلب را فرستاده يك لحظه با خود فكر نكرده كه عرب‌ها اصلا حرف «پ» ندارند؟!

اين مثال‌ها براي اين است كه بدانيم تشخيص بعضي از اين پيام‌هاي دروغ و شايعات مسري، گاهي اوقات تا چه اندازه ساده است. در عالم رسانه‌هاي كلاسيك اصطلاحي هست به نام «دروازه‌باني خبر». معنايش هم اين است كه خبرنگاران و كارگزاران رسانه‌اي مثل يك دروازه‌بان عمل مي‌كنند، يعني از ميان هزاران هزار رويداد جاري برحسب سياست‌ها، ملاك‌ها و معيارهاي خود تنها تعداد معدودي را گزينش كرده و به‌دست مخاطبان رسانه‌ها مي‌رسانند. اين فرايند پيچيده در عصر رسانه‌هاي اجتماعي به همه افراد دخيل در انتشار پيام‌هاي رسانه‌اي تسري پيدا كرده است. به‌عبارتي حتي شمايي كه يك پيام را از اين گروه وايبري به گروه ديگر منتقل مي‌كنيد هم يك دروازه‌بان هستيد و داريد در فرايند انتشار پيام‌هاي رسانه‌اي يك نقش مهم را بازي مي‌كنيد، درحالي‌كه ممكن است آن را يك كار سرگرم‌كننده براي خود بپنداريد. وقتي شما به نقش خود آگاه نباشيد همين مي‌شود كه گاهي شايعات سهمگين عده زيادي را به خاك سياه مي‌نشانند و حتي براي يك كشور مشكل امنيتي درست مي‌كنند. همين مي‌شود كه يك بازيگر كهنه‌كار صدها بار مي‌ميرد و زنده مي‌شود و يك ويدئوي ساده از رئيس‌جمهور كشور چين در شب يلدا همه ما را به تمسخر مي‌گيرد.

بدانيد و آگاه باشيد كه شما هم يك دروازه‌بان هستيد. پس نگذاريد هر توپي از دروازه شما رد شود. براي خودتان ملاك و معيار داشته باشيد. بدون راستي‌آزمايي اجازه ندهيد هر متني از دروازه شما در زمين‌هاي بازي ديگر پخش شود. درستي هر پيامي را بسنجيد، درباره تأثيرات بازنشر آن بينديشيد و درصورتي كه با سنجش همه زواياي پيام آن را براي ساير دوستان خود مناسب ديديد نسبت به باز ارسال يا بازنشر آن اقدام كنيد. در غيراين صورت پس از مدتي شما نزد ديگران به دروازه‌باني نالايق تبديل خواهيد شد يا بي‌آنكه بدانيد ممكن است به‌خودتان گل بزنيد! به‌خاطر وجهه خودتان هم كه شده، اگر بوفون یا كاسياس نيستيد، لااقل سعي كنيد احمدرضا عابدزاده باشيد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هجدهم دی 1393 توسط حسین واثقی دودران

یکی از اصلی‌ترین سرمایه‌های اجتماعی بهره‌مندی از مشارکت عمومی در اداره جامعه است.

بستر فرهنگ‌سازي‌ در زمينه مسئوليت‌پذير ساختن شهروندان از آموزش‌هاي خانواده آغاز و در مدرسه ادامه مي‌يابد، وقتي فرزند يا فرزندان سهمي در مديريت خانه برعهده گرفته و با مسئوليت پذيري آشنا شوند در مدرسه اين فرايند رفتاري تقويت مي‌شود و فرزندان ما با حضور در اداره امور مدرسه و كلاس تمرين مناسبي در اين زمينه انجام مي‌دهند.

يكي از علت‌هاي اساسي در زمينه ضعف جذب مشاركت مردم عدم‌توازن فرهنگي و آموزشي بين نهاد خانواده و جامعه است؛ يعني فرزندان در خانواده‌هايي كه زمينه مسئوليت‌پذيري ضعيف است دچار تضاد رفتاري و شخصيتي شده و نمي‌توانند در مسير رشد و تكامل مطلوب قرار گيرند.

وقتي پدري زباله‌هاي خود را از ماشين به بيرون پرتاب مي‌كند يا توجهي به مصرف درست آب و برق وگاز ندارد چگونه مي‌توان از فرزندان اين خانواده توقع درست‌انديشي داشت؟

از سوي ديگر بدون حضور فعالانه شهروندان، توانمندترين مديريت‌هاي شهري نيز درايفاي رسالت خود توفيق چنداني نخواهد يافت. تحقق اين امر به‌طور مطلوب وقتي اجرايي مي‌شود كه افراد با مسئوليت اجتماعي خود آشنا شده و بي‌تفاوتي را زير پا بگذارند. همانگونه كه هرقدر خانه آراسته، بهداشتي‌تر و با‌نشاط‌تر باشد امنيت و سلامت رواني خانواده بيشتر تأمين مي‌شود، شهر نيز خانه‌اي بزرگ است كه اعضاي آن در حفظ محيط‌زيست و مبلمان شهري، نظافت و رعايت مقررات شهروندي بايد فعالانه‌تر شركت كنند و با نظم‌دهي و نظم‌پذيري به مسئوليت شهروندي خود گردن نهند.

انضباط اجتماعي، مشاركت در مديريت شهري و تعهد و مسئوليت‌پذيري داراي الفباي رفتاري است كه با دلسوزي و همدلي شهروندان اجرا مي‌شود. اصلي‌ترين علت عدم‌حصول به مسئوليت شهروندي ارائه ندادن الگوهاي رفتاري مناسب يا ناقص است. والدين، آموزگاران و مربيان، دولتمردان و مسئولين اصلي‌ترين الگوهاي رفتاري در تعاملات اين فرايندها هستند.

وقتي دولتمردان به وعده‌هاي خود عمل نمي‌كنند و در يك تمايل يك‌سويه از شهروندان متوقع باشند اين فرايند به‌طور مطلوب و ايده‌آل صورت نمي‌گيرد.

هرچقدر نهادهاي خدماتي با شفافيت و صداقت به سوي مردم حركت كنند به همان اندازه نيز همكاري و مشاركت مردم را جذب خواهند كرد. امروز شهرداري ها در حال تبديل شدن از يك نهاد خدماتي به نهادي اجتماعي هستند كه آموزش حقوق شهروندي و مسئوليت پذيري شهروندان يكي از گام‌هاي مناسب در اين زمينه است.

فرهنگ‌سازي در ابعاد مختلف شهري، تفكيك زباله از مبدا و نظافت و نگهداري مبلمان شهري و فضاهاي سبز و ده‌ها رفتار مرتبط ديگر درحال رشد است اما تا رسيدن به نقطه مطلوب هنوز فاصله قابل توجهي وجود دارد كه تنها شهرداري نمي‌تواند در اين زمينه فعال باشد بلكه خانواده‌ها، آموزش و پرورش، رسانه‌هاي ديگر به‌ويژه صدا وسيما بايد در قالب يك كارگروه تخصصي زواياي مغفول مانده در جذب مشاركت مردم راشناسايي كرده و با همدلي وهمكاري يكديگر نسبت به رفع آنها اقدام كنند.

 

دست نوشته ای از مجید ابهری


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هجدهم دی 1393 توسط حسین واثقی دودران
پیشرفت ایران | وبلاگ